تبلیغات
دزفولی بیاموزیم - مطالب ابر انجمن دزپارس دزفول
دزفولی بیاموزیم
آموزش کلمات و لغات دزفولی - کمیته ی حفظ و احیای فرهنگ و هویت دزفولی

مرتبه
تاریخ : سه شنبه 8 خرداد 1397

بعضی ها تعداد گویشوران را معیار قرار داده اند؛ مثلا اگر تعداد کمتر از حد خاصی شد این زبان در حال مرگ است.
بعضی ها سن گویشوران را معیار قرار داده اند؛مثلا گفته اند  اگر سن چهل سال به پایین ان زبان را صحبت نکردند آن زبان در حال زوال است.
تقسیم بندی ها خیلی متفاوت هستند که اگر شما بخواهید جستجویی کنید فقط سه چهار صفحه اختلاف نظر زبانشناس هاست که برای مرگ زبانها چه معیارهایی دارند.
چیز قابل توجهی که وجود دارد این است که انقراض گونه های جانوری را مقایسه میکنند با انقراض زبان ها.
میبینند همانطور که ما در مورد انقراض دایناسورها یا گیاهان صحبت میکنیم این اتفاق برای گویش ها و زبان ها هم می افتد و روندش هم خیلی سریعتر میشود و دلیلش جهانی شدن و شهر نشینی و ارتباطات است.
ارتباطات چیز بدی نیست و منکر فوایدش نمیشویم ولی شما میبینید که در دور افتاده ترین مناطق و روستاها اینترنت و موبایل و تلویزیون و ماهواره در دسترس است و این باعث میشود که گویش از حالت بکر بودنش در بیاید و کم کم دستخورده شوند و به زبان اصلی آن کشور نزدیکتر شوند.
وقتی ما میخواستیم تحقیقات گویشی انجام دهیم، به ما میگفتند به روستاها و سراغ انسانهای بی سواد و کسانی که کار اداری ندارند بروید و زبان اصلی را از بازاری ها و مثلا در بازار قدیم از آهنگرها و خراطها بپرسید. یا در مورد زبان عربی میگفتند بادیه نشین ها ارتباطات بسیار کمی دارند.ولی الان با وجود اینترنت و رسانه ها کار تحقیقات گویشی سخت تر شده است.

در حال حاضر ۶۸۰۰ زبان زنده در دنیا وجود دارد که میگویند تا پایان قرن حاضر نصف آنها از بین میرود.
یعنی اگر به فریادشان نرسیم از بین میروند و بزرگ و کوچک ندارد و این روندی است که سرعت گرفته است. و مطالعات نشان داده است که روند انقراض زبانها سرعتش دوبرابر انقراض گونه های گیاهی و جانوری است.

این که گفتم تعاریف مختلفی در مورد مرگ زبان ها وجود دارد یکی از لطیفترین و زیباترین تعاریفی که در مورد مرگ زبان ها وجود دارد،تعریفی است که دکتر علی محمد حق شناس که یکی از بنیانگذاران زبانشناسی در ایران هستند،دارند که ایشان نظرشان این است که «هر زبانی آنگاه میمیرد که آخرین شاعرش مرده باشد‌».
و اهمیت شعر و هنر و ادبیات را در حفظ زبان میگوید. یعنی همانطور که ما میخواهیم یوزپلنگ آسیایی را حفظ کنیم و کمپین راه می اندازیم و برنامه های آموزشی داریم، یک فکری هم به حال ‌گویشها باید بکنیم.
موثرترین راه حفظ گویش ها ادبیات و شعر است.اگر سه قشر مهم خانمها و جوانها و تحصیلکرده ها را گفتم کاری بود که عموم مردم میتوانستند انجام دهند، یعنی شما از جلسه بیرون رفتید با راننده آژانس و هرکس روبرو شدید دزفولی صحبت کنید. و درمورد اینکه شعرا رسالت سنگینتری بر عهده دارند
یک نکته ای بگویم که خیلی برایم جالب بود؛ چون لیسانس من ادبیات انگلیسی است نمایشنامه مَکبِِث شکسپیر را در کلاس میخواندیم، انجایی که شکسپیر میخواهد نماد زیبایی و ابهت و قدرت را نشان دهد میگوید ببر کاسپین، ببر خزری. فکر کنید چندصد سال پیش که نه اینترنتی بوده و نه ارتباطاتی ولی آوازه ببر مازندران در آثار شکسپیر ماندگار شده است.
ببر مازندران چند سالی است منقرض شده است ولی اسم و شکوه و ابهتش از طریق هنر زنده مانده چون مکبث شکسپیر سالهاست که در کل دنیا به روی صحنه می رود و اجرا میشود.
همچنین شیر ایرانی که در موزه تاریخ طبیعی همدان هست (موزه ها هم مثل کتابخانه ها آثار را نگهداری میکنند) در موزه تاریخ طبیعی همدان نمونه ی تاکسیدرمی شده ای از  شیر ایرانی   هست که زیر ان نوشته «آخرین شیر زرد ایرانی ۳۵ سال پیش در دزفول مشاهده شد» و اکنون منقرض شده است. البته ۳۵سال مربوط به زمانی بوده که آن موزه تاسیس شده که الان به ۵۰ یا ۶۰ سال رسیده است. و چقدر غم انگیز است؛ امیدواریم آن روز نیاید که گویش دزفولی فقط در کتابها باشد و مثل شیر دزفولی گویشش هم منقرض شود.

متن:سرکار خانم دکتر حجاری




طبقه بندی: احیای گویش دزفولی، 
برچسب ها: دزفول، دزفولی، گویش دزفولی، احیای گویش دزفولی، دزفولی بیاموزیم، انجمن دزپارس دزفول، لزوم یادگیری گویش دزفولی،
ارسال توسط نجمه مورث نوری
مرتبه
تاریخ : سه شنبه 8 خرداد 1397

یک اصطلاحی در زبانشناسی وجود دارد که به آن «سن بحرانی» میگویند.
سنی است که بعد از آن، ذهن فرد توانایی یادگیری زبان را دارد ولی دیگر لهجه ی اصیل و بومی پیدا نمیکند.
دقیقا ما زبان دیگری را زمانی یاد میگیریم که ذهن ما آن انعطاف پذیری را از دست داده است. بعضی از روانشناسان زبان این سن را ۵ یا ۷ سالگی و یا سن بلوغ را در نظر گرفته اند. یعنی گفته اند وقتی بلوغ جسمی اتفاق می افتد، آن انعطاف پذیری مغز از بین میرود؛ و این همین ماجرایی است که برای بچه های ما اتفاق می افتد.
الان می بینیم فرزندان ما کلمه هایی مثل:
((خُوَردن، سِیر…)) را نمیتوانند دزفولی اصیل تلفظ کنند و مشکل دارند.
واین قضیه ای است که اگر واقعا کسی دوست دارد فرزندش زبان مادری را یاد بگیرد، حواسش باشد که این بچه قبل از سن بحرانی یا بلوغ باید شروع به صحبت کردن کند.

در ان موضوعی که پرستیژ را برایتان معنا کردم، سه قشر هستند که در نگه داشتن یک زبان بسیارموثر هستند؛یعنی وقتی ما از مرگ زبان صحبت میکنیم،اصطلاح مقابلش حفظ زبان است.
همه در حفظ زبان میتوانیم کمک کنیم ولی سه قشر تاثیرگذار ترند:
۱_جوانان
که خدا را شکر جوانان شاعر ما زیاد هستند. جوانان حلقه اتصال نسل گذشته به آینده هستند یعنی حلقه اتصال پیران و کودکان.
هرچه جوانان تلاش بیشتری در حفظ زبان مادری کنند درست تر به ایندگان منتقل میشود‌.
۲_تحصیل کرده ها:
مثالی میزنم، الان که اکثرا لیسانس دارند، مثلا پیش دکتر‌متخصص یا فوق تخصصی  می روید
اگر پزشک با شما دزفولی حرف بزند وجد و شعفی داریم (من که اینطورم) احساس خودمانی و راحت بودن زیادی میکنیم.
تحصیل کرده ها تاثیرگذارترند (چون معمولا مردم عادی از آنها الگو می گیرند) یعنی کسی که ‌استاد دانشگاه است بعد از کلاس دزفولی حرف بزند و اینکه خجالت نکشد که زبان مادری اش ‌را بکار ببرد، این خیلی تاثیرگذار تر است.
و همینطور هنرمندان که این یک نقطه قوتی محسوب میشود.

فارسی صحبت کردن برای دیگران کلاس می اورد، فکر میکنند فارسی صحبت کنند مثلا در ادارات وجهه اجتماعی بیشتری دارد.

قشر سوم تاثیرگذار
۳_خانم ها:
خانمها چرا اینقدر در حفظ گویش مادری تاثیرگذارند؟
اولا اینکه تحقیقات مفصل و عمیقی که روانشناسان انجام داده اند نشان داده که خانمها نسبت به گفتار و بیانشان حساسیت خیلی بیشتری دارند.

و اینکه سعی میکنند ان ‌ویژگی هایی که باعث اعتبار و پرستیژ زبان آنها میشوند (چون در ایران، فارسی زبان معیار است) ویژگی هایی که شبیه فارسی معیار است بیشتر به کار می برند و پیش خودشان اینطور فکر میکنند که با کلاس تر رفتار میکنند.

از نظر روانشناسی بررسی کرده اند که دو چیز در خصلت ما ادمها هست که از نظر روانی برای خانمها خیلی مهم است و آن دو چیز با ظاهر در ارتباط هستند.

یکی پوشش و لباس است که خانمها خیلی حساسند و دومی گفتار است.

این دو مشخصه تظاهرات شخصیت شماست.
با دیدن پوشش یک نفر میتوانیم تاحدی به شخصیتش پی ببریم و همینطور از گفتارشان.
در فارسی داریم که:
تا مرد سخن نگفته باشد
عیب و هنرش نهفته باشد»

واقعا کسی که صحبت میکند قسمتی از شخصیتش رو میتوانیم بشناسیم.

خانمها همینطور که نسبت به پوششان حساس هستند،نسبت به گفتارشان هم حساسند.
خیلی جالبتر اینکه تحقیقات نشان داده است دختر خانمها از سن ۶ سالگی به گفتارشان حساسیت دارند. طبق تحقیقاتی که بین دختر بچه ها و پسر بچه ها انجام شده پسربچه ها خیلی راحت تر و سر به هواتر صحبت میکنند و فکر کنم خودتان شیرین زبانی ها و نکته سنجی های دختران را تجربه کرده اید.
به همین خاطر است که زبانشناسان و روانشناسان خیلی تاکید دارند که خانمهادر حفظ زبان قشر تاثیرگذارتری هستند. و ما بسیار خوشحالیم که خانمهای شاعر و نویسنده داریم و باعث میشوند گویش ما حفظ شود.
خیلی از خانمها هم با اینکه دزفولی صحبت میکنند ولی کلمات فارسی را جایگزین میکنند مثلا «گپ» را«بزرگ» میگویند.
اهمیت حفظ زبان مادری چیزی نیست که ما الان روی آن حساس شده باشیم یک روز جهانی به نام«روز جهانی زبان مادری» وجود دارد که حتما میدانید« ۲۱فوریه که ۳اسفند» است که در تمام دنیا مراسم و بزرگداشتهایی برگزار میشود و راهکارهایی ارائه میدهند که چگونه زبانها را از مرگ نجات دهیم.
در اصل ۱۵قانون اساسی‌ایران تاکید شده است که زبان معیار ما زبان فارسی است که متون رسمی و مکاتبات اداری و کتب درسی ما فارسی هستند ولی در کنار آن رسانه ها و مطبوعات محلی و آموزش و پرورش اجازه آن را دارند که در کنار زبان فارسی، زبان و ادبیات محلی خود را تدریس کنند. ای کاش ما هم میتوانستیم از این اصل قانون اساسی بهره ای ببریم و حداقل در مدارس زبان و ادبیاتمان را آموزش دهیم.

متن:سرکار خانم دکتر حجاری




طبقه بندی: احیای گویش دزفولی، 
برچسب ها: دزفول، گویش، احیای گویش، گویش دزفولی، لزوم حفظ گویش دزفولی، احیای گویش دزفولی، انجمن دزپارس دزفول،
ارسال توسط نجمه مورث نوری
آرشیو مطالب
پیوند های روزانه
امکانات جانبی
blogskin